X
تبلیغات
رایتل

--- خبری آموزشی 87 ---

آزمون دکتری 90 و چند نکته اصلاحی

دکتر امیر امامت در الف نوشت:
 
مدتی است که استادان دانشگاه در حال انجام مصاحبه برای اولین آزمون سراسری دوره دکتری هستند. آزمونی که نهایت آمال و آرزوی مردم ایران به عنوان طالبان مشتاق علم می باشد. در سال جاری مشکلات نمایان این روش به گونه ای ذهن استادان را آزرده تا بدین وسیله مشکلات طرح جدید آزمون دکتری خدمتتان عرض شده و راهکارهایی نیز در جهت رفع مشکل ارائه شود.

بیماری مدرک گرایی

قبل از طرح مشکلات این آزمون ذکر این نکته قابل توجه است که سیل درخواستهای کلان برای تحصیل در دوره دکتری امری است که از نظر فرهنگی مشکوک به عدم سلامت تلقی می شود. اینکه  علی رغم نیازهای مختلف به شغلها و حرفه های گوناگون ،  چرا اکثریت مردم ایران در پی اخذ مدرک دکتری هستند ؟ آیا  در حالی که بسیاری از مشاغل با حداقل تخصص دانشگاهی قابل انجام است ، کشور نیاز دارد که اکثریت مردم آن به دنبال مدرک دکتری باشند ؟ با این اوصاف اگر درآینده شاهد استخدام کارگر آیا اصل این فرهنگ صحیح است که برای مداوای آن دست به کار شده و همچون آزمون سراسری دوره لیسانس در پی طراحی آزمون سراسری برای آن بوده ایم؟آیا نباید چنین فرهنگی مورد اصلاح قرار گیرد؟

مشکلات آزمون  به روش جدید:

الف ) عدم روایی آزمون گرفته شده

1-     از دید اکثر استادان دانشگاه  آزمون کتبی و سراسری گرفته شده به هیچ وجه آزمون روایی نبوده و نتوانسته است افراد را بهتر از پیش پذیرش کند . مواد امتحانی گرفته شده و ضرایب آنها موجب شده تا افرادی به مصاحبه ها دعوت شوند که بعضا صلاحیت ورود به دوره را ندارند و عمق اشتباه آنجا نمود بیشتری پیدا می کند که وقتی این افراد در مصاحبه پذیرفته نمی شوند به دلایلی که در ادامه خواهد آمد این موضوع را به مسائل سیاسی و عقیدتی مربوط کرده و در مرحله حاد آن ،  افرادی با همراه ساختن داستانهای غیر واقعی به سم پاشی می پردازند. وزارت علوم هرچقدر هم که تخصصی کار کند نخواهد توانست به دلیل تنوع بسیار بالای تخصصی رشته ها جای تنوع تخصصی استادان دانشگاه را در اخذ آزمونی روا ، برای دوره دکتری بگیرد. چنین کمبودی موجب شده تا موارد امتحانی و مواد داخلی آن از روایی پایینی برخوردار بوده و بنابراین افراد قوی تر با عامل شانس در حضور افراد ضعیف تر قربانی شوند.

2-     در این آزمون به دلیل عدم روا بودن مواد امتحانی، گاهی افرادی از طرف وزارت علوم به مصاحبه دعوت شده اند که هیچ همخوانی با رشته و گرایش مربوطه ندارند. در این آزمون نقش زبان انگلیسی و دانش مسائل روز و هوش به قدری پر رنگ بوده که افرادی که در این دو درس ، که اتفاقا تخصصی نیست ، توانسته اند نمره خوبی کسب کنند به مصاحبه دعوت شده اند  در حالی که در زمینه رشته مورد نظر درسهای محدودی هم که در آزمون بوده و البته روا نبوده را به خوبی نمره نگرفته اند . به عبارتی افرادی دکتری خواهند گرفت که در آن رشته نه سابقه ای دارند و نه قوتی و این یعنی تاریک شدن آینده علمی و تخصصی کشور. به عنوان مثال در رشته مدیریت افرادی از رشته مهندسی یا رشته های دیگر دعوت به مصاحبه شده اند که حتی با اولیات و بدیهیات مدیریت هیچ آشنایی ندارند و متاسفانه در آینده باید خود را متخصص مدیریت به کشور معرفی کرده و مشغول کار شوند .

3-     در زمینه دروس معدود تخصصی رشته  ها ، نحوه طرح سوالات به گونه ای بوده که گاه به طراحان سوال چنین گفته شده که سوالات شما باید در سطح لیسانس فرد مورد نظر را پذیرش کند و بنابراین سوالات طرح شده به هیچ وجه عمق تخصص افراد را به عنوان داوطلب تخصصی رشته مورد نظر ، مورد واکاوی قرار نداده است .

ب  ) تشدید مشکلات ناشی از مصاحبه 

1-     در روش قبل معمولا تا دو برابر ظرفیت پذیرش اقدام به دعوت به مصاحبه از داوطلبان می شد ولی در روش فعلی از 5 تا حتی 10 برابر ظرفیت نیز دعوت به مصاحبه شده اند . از آنجا که در این روش بار اجرایی  از دانشگا ه ها بر وزارت علوم منتقل شده است ، بار نارضایتی داوطلبان از ضعف عملکرد نیز از دانشگاهها به وزارت علوم منتقل خواهد شد و از آنجا که وزرات خانه از نهادهای حکومتی محسوب می شود و نسبت به دانشگاهها به روس نظام نزدیک تر است در واقع نارضایتی افراد سطحی بالاتر به خود گرفته و متوجه کلیت سیستم حکومتی خواهد شد.

2-     بر خلاف قواعد علمی که در آن تا حد امکان باید امور مورد اندازه گیری  ، عینی سازی شوند تا همگان نیز نتیجه مشابهی از یک اندازه گیری بدست آورند ، در روش جدید وزارت علوم  به طور معکوس عمل شده و نقش مصاحبه به عنوان عاملی ذهنی از ارزیابی عملکرد داوطلبان حتی پر رنگ تر از قبل شده است . با این روش داوطلبان در ذهن خود به گونه ای خود را ارزیابی می کنند و مصاحبه کنندگان به گونه ای دیگر و از آنجا که اثبات  و تایید نفس در هر انسانی بارز است بنابراین افرادی که قبول نمی شوند و از طرفی معیارهای عدم پذیرش برایشان شفاف نیست این عدم تایید را بر نخواهند تابید. اثبات نفس افراد در این حالت موجب می شود که افراد عدم پذیرش خود را به امور سیاسی و یا پارتی بازی نسبت داده تا خود را از لحاظ کمبود علمی مبرا بدانند. این افراد به عنوان عواملی ضد تبلیغ برای نظام تبدیل خواهند شد که به روش رودر رو و فردی دیگران از جمله فامیل و دوست و آشنا را نسبت به کل مجموعه بد بین می کنند. از همین حالا می توان زمزمه هایی را در مردم دید که می گویند هدف از این طرح این است که می خواهند افرادی را که خود می خواهند در دوره دکتری وارد کنند.

3-     گفته می شد که در روش قبل دانشجویان برای ثبت نام در چندین دانشگاه با زحمت مواجه می شوند چون باید در دانشگاههای مختلف ثبت نام کنند  ولی در این زمینه روش جدید چنین مشکلی را دو چندان کرده است بطوریکه به خاطر همین مصاحبه ها افراد باز هم باید در دانشگاههای مختلف حضور پیدا کنند. در روش قبلی معمولا افراد تا دوبرابر ظرفیت به مصاحبه دعوت می شدند اما در روش جدید دعوت افراد حتی تا بیش از 10  برابر ظرفیت نیز صورت گرفته است و برای همین تعداد بیشتری از افراد در تعداد بیشتری از دانشگاهها به مصاحبه دعوت شده اند . همچنین دعوت به مصاحبه برای هر فرد علاوه بر هزینه های رفت و آمد بیهوده به شهرهای مختلف شامل هزینه ثبت نام نیز می شود که از این نظر نیز تا 10 برابر ظرفیت هر دانشگاه برای افراد هزینه و وقت تراشی بیهوده صورت گرفته است .

ج ) نتیجه گیری و راهکار

برای بهبود هر طرح می بایست اشکالات طرح مذکور در جهت دستیابی به اهداف آن شناسایی شده و سپس در جهت حذف مشکلات برای دستیابی به اهداف اقدام نمود. به نظر می رسد آنچه که مشکل آزمون دکتری در روش قبلی خوانده می شد در دو بخش انحصارگرایی آزمون و مصاحبه های آزمون دکتری بود . بنابراین برای بهبود روش قبل می بایست این دو مشکل شناسایی شده و حذف می شدند .

رفع انحصار گرایی

انحصار گرایی در آزمون به این معنا بود که همه داوطلبان از زمان ، مکان و چگونگی آزمون مطلع نمی شدند و همچنین افرادی که در دانشگاه مورد نظر به تحصیل مشغول بودند و با استادان آشنایی داشتند هم از زمان و مکان آزمون مطلع می شدند و هم می دانستند که سوالات از چه کتاب و جزوه ای خواهد آمد و بنابراین تبعیض ایجاد می شد. چنین روشی ، روایی آزمون را پایین می آورد به گونه ای که افراد مطلع از کم و کیف آزمون با خواندن حتی یک جزوه مختصر قبول می شدند اما افرادی باسواد که مطالعه زیادی  هم داشتند نمی توانستند قبول شوند . برای رفع این مشکل وزارت علوم می توانست از راهکارهای زیر استفاده کند:

1-      با استفاده از یک مرجع اطلاع رسانی مانند سایت وزارت علوم ،  هر داوطلب  از زمان امتحان هر دانشگاه در هر رشته بتواند مطلع شود تا از این طریق تنها افراد مرتبط با دانشگاهها از آزمون و زمان آن با خبر نشوند.

2-      وزرات علوم می بایست  دانشگاها را ملزم کند تا منابع  و مواد امتحانی را نیز به صورت شفاف برای تمامی داوطلبان معرفی کند. با این کار تمامی افراد می توانستند بفهمند که چه چیزی مبنای انتخاب آنهاست و کسی پیروز می شد که بیشتر و با دقت تر و بهتر منابع را بخواند نه کسانی که با روحیات و جزوه استادان آشناتر هستند. این همان مدل کنکور سراسری است.

3-     در پایان امتحان می بایست با پیروی از اصل شفافیت کارنامه ای برای داوطلبان ارائه شود تا افراد بدانند در چه رتبه و نمره درسی قرار گرفته اند و در کدام مورد ضعف و در کدام مورد واجد قوت هستند.

بهبود مصاحبه ها

مورد دیگری که موجب پر رنگ شدن مشکلات آزمون دکتری بود مسئله  مصاحبه ها بود . مشکلات مصاحبات را می توان در دو محور اصلی عدم شفافیت و ذهنی گرایی تقسیم نمود.

 عدم شفافیت موجب می شد تا افراد ندانند برای چه مردود شده اند ، معیارهای اندازه گیری آنها چه بوده است و چیست که بتوانند در آزمون بعدی آن را بهبود دهند؟نمره آنها چند شده و باید چند می شده که قبول شوند؟ برای رفع این مشکل می بایست اقداماتی همچون اقدامات زیر صورت می گرفت :

1-       موارد مورد نیاز در مصاحبه ها به همراه میزان نمره هر کدام برای همگان اعلان شود تا افراد بتوانند خود را در آن جهات بهبود داده و همچنین نمره خود را نیز حدس بزنند .

2-     ارائه کارنامه مصاحبه نیز موجب ین شفاف شدن آزمون شفایی شده  و نشان می دهد حد قبولی و ردی چه بوده است . این امر  می تواند موجب شود تا افراد از داستان سرایی در مورد قبول نشدن خود جلوگیری کرده بدانند از آنها چه خواسته می شود.

3-     در زمینه ذهنی گرایی نیز می بایست تا حد امکان طوری عمل شود که نمره دهندگان در مصاحبه بتوانند با وجود معیارهای عینی تر نمره  دهی نمره ای بدهند که هر یک از دیگر مصاحبه کننده ها و حتی مصاحبه شوندگان نیز در این مقام جای گرفتند همان نمره را به فرد بدهند.

نتیجه گیری

آزمون دکتری نهایت آرزوی های هر مدرک گرا و یا علم دوستی است. در ایران معاصر شرایط به گونه ای رقم خورده که اخذ مدرک دکتری نهایت پیروزی برای افراد محسوب می شود . بنابراین عدم شفافیت در چنین آزمونهایی حس ناعدالتی شدیدی را در میان عامه مردم بر انگیخته و موجب ایجاد نارضایتی شدید در مردم ایران شده است .

روش جدید آزمون دکتری نه تنها نتوانست از مضرات آزمون دکتری بکاهد بلکه به شدت بر مشکلات آن افزود و از این رو چنین روشی می تواند در ایجاد نارضایتی مردم ایران از نظام نقش عمده ای ایفا کند چرا که این آزمون مظهر عدم عدالت نظام در تخصیص مزیتی بزرگ به نام مدرک دکتری تلقی می شود . برای این مهم لازم است به جای خلق یک روش و انجام روش آزمون و خطا در چنین موضوع حساس و مهمی ،  با روش حل مسئله با این آزمون برخورد شود . برای رفع مشکلات آزمون دکتری و حتی اضافه نشدن مشکلات جدید  پیشنهاد می شود برای استمرار تخصص گرایی ، این آزمون به همان ترتیب قبل و توسط دانشگاهها برگزار شده ولی  پیشنهادات و راهکارهای ارائه شده در این نوشتار در جهت رفع مشکلات روش قبل مورد توجه قرار گیرد.

در پایان بدین وسیله ما به عنوان جمعی از استادان دانشگاه که مشکل روش قدیمی و جدید آزمون دکتری را از نزدیک لمس می کنیم ، آمادگی خود را در جهت ارائه طرحی نو با روش حل مسئله  اعلام می داریم