X
تبلیغات
رایتل

--- خبری آموزشی 87 ---

شکست در کنکور یا شکست از کنکور

شمارش معکوس آغاز می شود و به زمان اعلام رتبه های آزمون سراسری نزدیک می شویم. سرانجام داوطلبان کنکور نتیجه «تلاش شانس» خود را دریافت خواهند کرد.
زندگی، کنکور و دیگر هیچ
سال گذشته هنگامی که در روز برگزاری کنکور سراسری، گزارشگر اخبار ساعت
۱۴ سیما از آقای میانسالی که در حوزه امتحانی دخترش حضور داشت سئوالی پرسید و آن مرد محاسن سفید به دلیل بغضی که گلویش را فشرده و قطرات اشکی که در چشمانش جمع شده بود نتوانست به خوبی پاسخ دهد، شگفت زده شدم و البته کمی هم به نظرم مسخره آمد که دلیل این همه نگرانی چیستاما آسیاب به نوبت... وقتی روز موعود فرا رسید، تلخ تر از آن پدر گریستم و جالب اینکه نه فقط برای دختر خود، که برای رقیب ناشناس او که به دلیل دیر رسیدن، ضجه ها و ناله هایش در سرتاسر خیابان محل حوزه شنیده می شد و پس از گذشت تقریبا یک ماه هنوز در گوش و روانم طنین انداز است...
استرس خانوادگی
من استرس دارم، تو استرس داری، او استرس دارد...قبل از برگزاری کنکور، استرس همه گیر بود: داوطلبان، پدر و مادرها حتی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، خاله ها و عمه ها و... و از آنجا که هیچ ویروسی مسری تر از استرس نیست، والدین نیز به همراه فرزندان در یک «استرس پارتی» فراموش نشدنی شرکت کردند...
برخورد با کوه یخ
پدر و مادرانی که حداقل در یک سال گذشته تلاش کرده بودند والدین کاملی برای فرزندان کنکوری شان باشند، دستورات دبیران، مشاوران، مطبوعات، صدا و سیما به ویژه برنامه دیدگاه را مو به مو و گاهی نیز بیش از توان خود اجرا کرده و کشتی فرزندشان را برای عبور از دریای پرتلاطم کنکور و رسیدن به ساحل دانشگاه مجهز کردند.
اما دریای کنکور رحم نمی کند. دریایی مملو از کوه یخ که مجهزترین کشتی های اقیانوس پیما نیز در برخورد با یکی از آنها در هم می شکند...
شکست در کنکور یا شکست از کنکور
به زودی رتبه ها اعلام می شود و تا چشم بر هم بزنید اسامی پذیرفته شدگان آزمون سراسری منتشر خواهد شد، پس از آن هم تشویق و تمجید و مصاحبه با نفرات برتر کنکور سراسری که همیشه چند نفر از آنها کسانی هستند که بدون انجام کارهای طاقت فرسا به این مقام دست یافته اند...اما چه کسی از اشک های پنهانی دیگر فرزندان این سرزمین سخن خواهد گفت اشک هایی که جایگزین لبخند خواهند شد، اشک هایی که آتش دردی عمیق را خاموش خواهند کرد، اشکی به خاطر همه تلاش های بربادرفته، اشکی که فریاد چشم جوانان است.
جوانانی که از خلق زیباترین خاطرات جوانی شان چشم پوشیدند تا با روزی
۱۲ حتی ۱۶ ساعت درس خواندن مداوم به یکی از ابتدایی ترین خواسته های یک جوان در هزاره سوم دست یابند .

محبوب اربابی 

آفتاب